ماشین مشتی ممدلی ارزونو بی معطلی
این هوتولی که من میگم فورد قدیم((لاری))ه
رفتن تو این هوتول باعث شرمساریه
نه باب کورس شهریه نه قابل سواریه
بار کشیده بس که از قزوین و رشت و انزلی
ماشین مشتی ممدلی ارزونو بی معطلی
***
ماشین مشتی ممدلی صندلیاش فنر داره
بلیط فروش مشتی و شوفر بی هنر داره
بهر مسافرین خود زحمت و دردسر داره
رفتن با هوتول بود باعث کوری و شلی
ماشین مشتی ممدلی ارزونو بی معطلی
***
مسافر از بوی هوتول تا میشینه کسل میشه
از متلک شنیدن و بور شدن خجل میشه
بس که فشار میاد به اون دچار درد دل میشه
پاره شود لباس گر گیر کند به صندلی
ماشین مشتی ممدلی ارزونو بی معطلی
***
این هوتولی که از قفس تنگتر و کوچیکتره
جای چهل مسافر گنده و چاق و لاغره
شوفره بس که ناشیه هوتول همیشه پنچره
راه نرفته در میره لاستیک چرخ اولی
ماشین مشتی ممدلی ارزونو بی معطلی
***
این هوتول شکسته از سیستم قدیمیه
تایر اون قراضه و پیستون اون لحیمیه
شوفره دائما پی لودگری و لیمیه(شوخی کردنه)
سربالایی نمیکشه مگر با خیلی معطلی
ماشین مشتی ممدلی ارزونو بی معطلی
*************************
این روزا شاید این چیزا به نظر خنده داربرسه،آره برای کسایی که بین مرکز شهرها مثل اصفهان و تهران سوار ولوهای 2009 و مان و اسکانیا میشن این شعر فقط یه طنز باشه.
اگه میخواین ماشینایی شبیه ماشین ممدلی خان ببینین یه سری به بعضی از مینی بوسای بنزي كه مسافرهاي دهاهتا و شهرای استاهنا رو جابجا ميكنن بزنین.
بذارین از لحظه سوار شدن بگم:سطح پلکانش نسبت به زمین اینقد بلنده که افراد سالخورده بیچاره میشن تا سوار شن،وقتی میری داخل و فاصله بین صندلیارو میبینی پیش خودت میگی خطای دیده ولی امان از وقتی که میشینی روي صندلي...
آنقدر فاصله صندلیها کمه که زانوت با فشار زیاد میره تو پشتی چوبی صندلی جلویی که بین دو تا میله فلزی خفنه؛
جای بار هم که نیست باید بارتو یا بگیری بغل یا با بدبختی ردش کنی زیر صندلی این یعنی خودت و زانوت تحت فشار زیاده و جای برای جابجایی نیست.
من فکر نمیکنم ایراد از طراحی بنز باشه معمولا بنز یه وجب جا برای فاصله صندلي ها نمیزاره
به نظر میرسه این کار رانندهاست که برای کرایه بیشتر به تعداد صندلیا اضافه میکنن؛يه مطلب ديگه:
به نظر شما عقب مینی بوس بنز چند تا آدم بالغ جامی گیره؟
4 تا ولی بعضی راننده ها مسافرای بدبختو مجبور میکنه 5 تایی بهم فشرده شن که اصلا خوشايند نیست اونم براي مسير طولاني.
من اگه جای طراحای بنز بودم روی سقف این مینیبوسا هم صندلی میزاشتم؛اخه بعضی راننده ها یک یا دو نفرم روی بخاری مینشونن؛
بعد که صندلی ها پر شد حالا باید زمان زیادی منتظر جناب راننده بود یعنی اصلا وقت مردم که مهم نیست؛
حرکت شروع میشه؛از جاهای بیشماری صدای تلق تولوق میاد سیستم تعلیق کاری که انجام نمیده جذب تکانهاست.
از بین شیشه ها سوز سرد میاد عصرها یخ میکنی؛صدای وحشتناک گاردان و موتور اعصابتو می کنه لرزش گاردانو حسابی حس میکنی.
خدا نکنه،خدا نکنه تصادف کنه از کمربند که خبری نیست ولی 2پات به احتمال بالا میشکنه چون صندلي جلوييت خوردش ميكنه(بازم ميگم خدا نكنه)
بله کسایی که ماشین دارن نمیفهمن چی میگم البته شاید مینی بوسای شهر شما بهتر مونده باشن و راحت باشن.
تقصیر راننده هم نیست بیچاره خرج باید بده ولی نه اینکه بابای مردمو بذاره جیبشون حداقل از صندلیا حذف کنه و کرایه اون 2 تا رو بکشه رو کرایه ها،
قديميها نسبت به اين ميني بوسها هنوزم علاقه دارن.ميگن توش (بخشيدا)حال تهوع نمي گيريم.اونا نميدونن دليلش چيه.اين اختلاف فشار بين هواي بسته داخل ماشين با هواي بيرونه كه سيستم بدن رو بهم مي زنه و تو بعضي ها به صورت(بازم ببخشيد)حال تهوع خودشو نشون ميده.در اتوبوسها و ميني بوسهاي جديد داخل كابينن نسبت به ورود هوا از شيشه ها و.. آب بندي شده است پس هواي بيرون ارتباط زيادي به داخل ندارد همين باعث اختلاف فشار مي شود ولي در اين مينيبوسها به علت فرسودگي منافذ زياد است و هواي بيرون با همان فشار در داخل جريان دارد.از طرفديگر قديميها فنرهاي برگي اين بنزها رو به فنر گازي ميني بوسهاي جديد گازي ترجيح ميدمن.شما چطور؟شما كدومو ترجيح ميديد؟










